ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

556

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

( 1006 ) 6 - از سخنان آن حضرت ( ع ) وَاللَّهِ لَا أَكُونُ كَالضَّبُعِ تَنَامُ عَلَى طُولِ اللَّدْمِ - حَتَّى يَصِلَ إِلَيْهَا طَالِبُهَا وَيَخْتِلَهَا رَاصِدُهَا - وَلَكِنِّي أَضْرِبُ بِالْمُقْبِلِ إِلَى الْحَقِّ الْمُدْبِرَ عَنْهُ - وَبِالسَّامِعِ الْمُطِيعِ الْعَاصِيَ الْمُرِيبَ أَبَداً - حَتَّى يَأْتِيَ عَلَيَّ يَوْمِي - فَوَاللَّهِ مَا زِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقِّي - مُسْتَأْثَراً عَلَيَّ مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ نَبِيَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - حَتَّى يَوْمِ النَّاسِ هَذَا ( 3441 - 3387 ) [ لغات ] ( ختل ) : خدعه وفريب ( استأثرت بالشئ ) : در آن موضوع تنها ماند . [ ترجمه ] وقتي كه به آن حضرت پيشنهاد شد كه طلحه وزبير را تعقيب نكند ودر صدد جنگ با آنان نباشد فرمود : « به خدا سوگند مانند كفتار خفته نيستم كه صيّاد مدتي در كمين آن نشسته وبراي فريبش به دست با چوب آهسته بر زمين مىزند تا بر اثر صدا بيرون آيد ودستگيرش كند ، بلكه به همراهى كسى كه به حق روى آورد وشنوا وفرمانبردار است شمشير مىزنم وبا گنهكارى كه از حق روگردانده ودر آن شك وترديد دارد مىجنگم . به خدا قسم از زماني كه پيامبر خدا ( ص ) از دنيا رفته است تاكنون